تبليغاتX
من و تو

 

 

 

 

من و تو

 

 

 

 

"اگر جرأت عاشق شدن نداریم، حداقل شعور معشوق شدن را داشته باشیم"

 
   

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

آلبوم امیر(قصه نا تمام)

Amir - Gheseh Naa Tamaam

Download 128 Kbps Full Album Zip (Click Here) 36.79 Mb

Download 24 Kbps Full Album Zip (Click Here) 6.76 Mb

Password For Unzip :www.justmp3.tk

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 ساعت 20:50 موضوع: آهنگ | لينک ثابت

موزیک های طنز

بيكارم

سرم درد مي كنه تا پسه كله!

مادر شوهر

اي سلام عاشقونه ----- جواد رضويان

بزن بريم آزيتا ----- جواد رضويان

DJ بامشاد

سبزي پلو با ماهي

برره به سبك تكنو

شب شده باز

سردرد

كتك

۰۲۱

.

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 ساعت 20:44 موضوع: آهنگ | لينک ثابت

دوست داری با کلاس باشی؟!

اگر شما ذاتا آدم با کلاسی هستید که هیچ!!! ولی در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن

این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس

گذاشتن استفاده کنید فقط کافی است جواب های زیر را با اندکی قیافه ی موجه بیان کنید :

۱:اگر شصت شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما آن را باند پیچی کرده اید  اگر علت آن را جویا شدند

بگویید: موقع تکان دادن پیانوی بابام پام موند زیرش!!!

۲:اگر صورت شما زیر آفتاب سوخته بگید: از اسکی آخر هفته که نمیشه گذشت!

۳: اگر بخاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه زمین خورده اید بگید: با موتور ۱۰۰۰

داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم!!

۴: اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکست در جواب بگید: به سیم گیتار گیر کرد!!!!!!!!!

۵: اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشمتون کبود شده بگید: چند روز پیش توپ تنیس به

 صورتم خورد"

۶: اگر صورت شما بر اثر خوردن خرما و خیرات و شیرینی جوش زده بگید: خواهرم از هلند یه عالمه

شکلات هلندی اورده!!!

۷: اگر مینی بوستون تو جاده خاکی چپ کرد و شما درب و داغون شدید بگید: چرا الکی میگن زانتیا

 ایر بگ داره؟

۸: اگر کف دستتون به قوری سماور چسبید بگید: حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

۹: اگر موها و ابرو هاتون تو چهارشنبه سوری سوخته بگید: بچه ی همسایه رو از تو آتیش کشیدم بیرون!

      ببینم شما اینقدر بی کلاس بودی که این همه رو خوندی؟

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در جمعه یازدهم آذر 1384 ساعت 11:58 موضوع: مطالب عاشقانه | لينک ثابت

فرق حمام کردن آقايون و خانمها

یک دختر در حمام:

(ساعت ۴ بعد از ظهر)

۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي...

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴-موهاشو حسابی با سشوار خشک میکنه. فرق کج،فرق راست، بالا،تو صورت ،آخرشم نمیدونه کدو مدل بهش میاد. ولی بالاخره یکدومو انتخاب می کنه.

۱۵-۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

(ساعت ۸ شب)

 

يك پسر در حمام

(ساعت ۴ بعد از ظهر)

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۰ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۱ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

۱۲ـ سشوار مشوارم بی خیال پیش خودش میگه این کارا واسه بچه سوسولاست

(ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر)

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در جمعه یازدهم آذر 1384 ساعت 11:51 موضوع: مطالب عاشقانه | لينک ثابت

قیصر

امروز آلبوم جدید قیصر رو براتون گذاشتیم.این آلبوم با کیفیت فوق العاده بالائیه.امیدوارم خوشتون بیاد:

آقا موشه

عاشق زری

بارون

بی قرار

بوسه

التماس

انتقام

لالائی

اتوبوس

راستی (کلوب ریمیکس)

سوسولا

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در پنجشنبه دهم آذر 1384 ساعت 11:30 موضوع: | لينک ثابت

ناگهان چه زود دیر میشود

اگر روزی به اینجا برگردی مرا در انتظار خود خواهی دید ... فرصت گفتن جمله ای ساده را از دست دادم... می خواستم بگویم  دوستت دارم  ... شاید دیر شده باشد ، ولی بد نیست که لااقل این واقعیت را بدانی...

اگر می دانستم این آخرین باری است که تو را می بینم ، می توانستم یکی دو دقیقه وقت صرف کرده و به تو بگویم دوستت دارم به جای اینکه فکر کنم یا فرض کنم که تو حتما می دانی که  دوستت دارم  ...

گفتن دوستت دارم برروی کاغذ خیلی راحته ... ولی "آیا واقعا کاغذ می تونه کار چشم ها رو انجام بده ؟؟؟"

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در پنجشنبه دهم آذر 1384 ساعت 8:50 موضوع: ادبی | لينک ثابت

وقتی تو آمدی

وقتي تو آمدي پاييز دلم بهار شد، كوير دلم گلستان شد.
وقتي تو آمدي قلب شكسته ام پر از عشق شد، زندگي ام پر از طراوت و تازگي شد
تو مانند باراني بر روي من باريدي و تن خسته و غم زده مرا پر از طراوت عشق كردي
تو مانند گلي در باغچه قلبم روييدي و قلب سوخته مرا تبديل به گلستان عاشقي كردي
 

 
تو مانند مهتابي بر آسمان دلم تابيدي و دل تاريك مرا پر از نور عشق خودت كردي
تو با گرماي وجودت زمستان سرد دلم را گرم گرم كردي
وقتي تو آمدي احساس ميكردم دنيا مال من است چون تو دنياي مني
وقتي تو آمدي خوشبختي را با تمام وجود حس ميكردم چون تو همان اميد زندگي مني
تو كه آمدي مرغ عشقي كه در باغ دلم نشسته بود آواز عاشقانه اش را شروع به خواندن كرد
تو كه آمدي گذشته هاي تلخم را همه از صحنه دلم سوزاندم و همه را از ياد بردم.
تو كه آمدي تمام خاطرات گذشته را  در دفتر دلم سوزاندم، و همه را از صندقچه قلبم بيرون ريختم و از يادم بردم!
 

 
تو كه آمدي عاشقي برايم پر معنا تر از گذشته شد، كلام دوست داشتن مقدس تر از هميشه شد، و داستان ليلي و مجنون برايم واقعي تر از قبل شد!
تو كه آمدي تنهايي به عزا نشست، غم سفر كرد و قلبم به استقبال عشق رفت
وقتي تو آمدي ساحل درياي دلم پر از مرواريد و صدف شد، و ديگر در كنار ساحل تنها نبودم تو نيز در کنار من بودي...!
تو كه آمدي شبهاي شهر ستاره باران شد، دروازه شهر گلباران شد !
تو مانند يك نواي عاشقانه در قلبم نشستي و قلب مرا با آن نواي آرامت پر از محبت كردي
تو مانند پرنده اي در دلم نشستي و با پروازت در آسمان دلم، به من غرور پرواز به دشت عشق بخشيدي
 
 
تو مانند يك خاطره شيرين در دفتر عشقم مي ماني و خواهي ماند !
دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات شيريني  كه با هم داشتيم در صندقچه قلبم ميگذارم و كليدش را به دست حق ميسپارم !

 

 

نوشته شده توسط آتنا و حامد در پنجشنبه سوم آذر 1384 ساعت 20:23 موضوع: ادبی | لينک ثابت

   

"حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع است"

Best Resolution: 1280x1024